۱۰۰ کلمهٔ پرکاربرد زبان آلمانی

این‌ها ۱۰۰ کلمهٔ پرکاربرد زبان آلمانی هستند که بر پایهٔ پژوهش‌های منتشرشده دربارهٔ بسامد واژگان، به ترتیب میزان کاربردشان در متن‌ها و گفتار واقعی مرتب شده‌اند. یادگیری بر پایهٔ بسامد نتیجه می‌دهد: هستهٔ کوچکی از کلمات پربسامد بار اصلی جمله‌های روزمره را به دوش می‌کشد، پس تسلط بر این فهرست با تکرار فاصله‌دار سریع‌ترین شروع ممکن را برایتان رقم می‌زند.

ردیفکلمهتلفظمعنی
1derdairحرف تعریف معرفه
2undoontو
3seinzineبودن
4ininدر
5einineیک
6zutsooبه
7habenHAH-benداشتن
8ichikhمن
9werdenVAIR-denشدن
10siezeeآنها
11vonfonاز
12nichtnikhtنه (نفی)
13mitmitبا
14esesآن
15sichzikhخود
16auchowkhهم
17aufowfبر
18fürfewrبرای
19anahnبر
20erairاو
21sozohبنابراین
22dassdahsکه (حرف ربط)
23könnenKURN-enتوانستن
24diesdeesاین
25alsahlsنسبت به
26ihreerشان
27wieveeچگونه
28beibyنزدیک
29oderOH-derیا
30wirveerما
31aberAH-berولی
32danndahnسپس
33manmahnمردم
34dadahآنجا
35meinmineمن
36dudooشما
37nachnahkhبعد از
38wennvenچه زمانی
39alsoAHL-zohاز این رو
40ausowsخارج
41nochnokhهنوز
42umoomدر اطراف
43Jahryarسال
44machenMAHKH-enانجام دادن
45nurnoorفقط
46überEW-berدر باره
47sehenZAY-enدیدن
48gehenGAY-enرفتن
49sagenZAH-genگفتن
50Zeittsiteزمان
51kommenKOM-menآمدن
52wollenVOL-lenخواستن
53jetztyetstاکنون
54immerIM-merهمیشه
55sehrzairبسیار
56hierheerاینجا
57dochdokhبا این حال / چرا (در پاسخ منفی)
58gutgootخوب
59wissenVIS-senدانستن
60sollenZOL-lenباید (توصیه)
61müssenMEWS-senمجبور بودن (باید)
62gebenGAY-benدادن
63keinkineهیچ (حرف نفی)
64vielfeelزیاد، بسیاری
65mehrmairبیشتر
66schonshohnقبلاً
67vorforقبل از / جلوی
68durchdoorkhاز میان / از طریق
69ganzgahntsتمام (کامل) / کاملاً
70bisbisتا (تا وقتی که)
71wiederVEE-derدوباره
72unterOON-terزیر
73stehenSHTAY-enایستادن
74jederYAY-derهر
75BeispielBY-shpeelمثال
76zweitsvyدو
77wovohکجا
78weilvileچون، زیرا
79gegenGAY-genدر برابر
80neunoyجدید
81LebenLAY-benزندگی
82etwasET-vahsچیزی
83lassenLAHS-senاجازه دادن / رها کردن
84tuntoonانجام دادن
85großgrohsبزرگ
86selbstzelpstخود / حتی
87denndenزیرا (حرف ربط) / آخر (ادات تأکید)
88alleAH-lehهمه
89findenFIN-denپیدا کردن
90nehmenNAY-menگرفتن
91Landlahntکشور، سرزمین
92Fraufrowزن (خانم)
93Mannmahnمرد
94Tagtahkروز
95heuteHOY-tehامروز
96neinnineنه، خیر
97denkenDENG-kenفکر کردن
98heißenHY-senنامیده شدن، نام داشتن
99Weltveltجهان
100bleibenBLY-benماندن، باقی ماندن

رتبه‌بندی بر اساس بسامد بن‌واژه‌ها در پژوهش‌های پیکره‌ای منتشرشده دربارهٔ زبان آلمانی انجام شده است؛ اسامی خاص، اعداد و موارد تکراری حذف شده‌اند. ستون تلفظ راهنمای ساده‌شدهٔ خواندن است، نه آوانگاری.

پرسش‌های متداول دربارهٔ کلمات زبان آلمانی

برای یک گفت‌وگوی ساده به چند کلمهٔ زبان آلمانی نیاز دارید؟
پژوهش‌های بسامدی نشان می‌دهند که پرکاربردترین ۱۰۰۰ کلمه حدود ۸۵ درصد گفتار روزمره را پوشش می‌دهند و ۱۰۰ کلمهٔ نخست به‌تنهایی تقریباً در هر جمله‌ای به کار می‌روند. با چند صد کلمه می‌توانید از پس گفت‌وگوهای ساده برآیید؛ این فهرست پایه‌ای است که می‌توانید روی آن بنا کنید.
سریع‌ترین راه برای به خاطر سپردن این ۱۰۰ کلمه چیست؟
تکرار فاصله‌دار: هر کلمه را درست پیش از آنکه فراموشش کنید، در فاصله‌های زمانی رو به افزایش مرور می‌کنید. این روش واژگان را بسیار سریع‌تر از بازخوانی یک فهرست به حافظهٔ بلندمدت منتقل می‌کند. این ۱۰۰ کلمه را به فلش‌کارت تبدیل کنید و هر روز دستهٔ کوچکی از آن‌ها را مرور کنید؛ کل فهرست در دو تا سه هفته تمام می‌شود.
آیا ۱۰۰ کلمه برای صحبت کردن به زبان آلمانی کافی است؟
نه. صد کلمه به شما امکان می‌دهد اسکلت بیشتر جمله‌ها را تشخیص دهید، اما برای یک گفت‌وگوی واقعی کافی نیست. با این حال نقطهٔ شروع درستی است: پس از این فهرست، به سوی پرکاربردترین ۱۰۰۰ کلمه پیش بروید و تمرین مکالمه را زود شروع کنید، حتی با عبارت‌های ساده.
این فهرست کلمات زبان آلمانی از کجا آمده است؟
از پژوهش‌های منتشرشده دربارهٔ بسامد واژگان زبان آلمانی: فهرست‌های پیکره‌ای که بر اساس بن‌واژه رتبه‌بندی و برای زبان‌آموزان پالایش شده‌اند و اسامی خاص، اعداد و موارد تکراری از آن‌ها حذف شده است. رتبه‌بندی تقریبی است، چون کاربرد واقعی بسته به منطقه و سبک گفتار متفاوت است، اما هستهٔ فهرست در پیکره‌های مختلف ثابت می‌ماند.